حتما ماجرای بسیجی که در حین تذکر دادن به دختر و پسری درون ماشین شاید بهتر بگم وقتی که سعی کرده تذکر بده با فرار آقا پسر روبرو می شه و می پره فرمان را می گیره که با انحراف ماشین و تصادف کشته می شه…
کاری به درستی و اشتباه این کار ندارم هر چند خودم با این جور امر به معروف مخالفم اما جون آدمی ارزش بیشتری داره…! و متاسفانه الان در حقیقت دو جوان جونشون را از دست دادن!
این لینک بلاگ دوست ایشونه ما مطلب امروز دوستم شهید شد …خوندن این بلاگ و نظراتش خالی از لطف نیست.
محبوبه گفت
نمیدونم چی بگم…اما بلاگشونو خوندم… و لحن بعد التحریرشون برام جالب بود!
محمد گفت
باسلام.شما بهتر بود ابتدا ادب را کسب میکردید بعد به دنبال درس و دانشگاه می رفتید. آقای محترم اولا وقتی می خواهید از یک شهید سخن بگویید با احترام از او یاد کنید،ثانیا ابتدا در بطن موضوع تحقیق کنید تا مطلبی که بر وبلاگتان نمایش می دهید بی اعتبار نباشد. شما اصلا ماجرا را ناقص و مغایر با حقیقت بیان کرده اید.
آن شهید عزیز قصد تذکر به آن دو نفر را در حین ارتکاب به منکر داشته که نه به خاطر گرفتن فرمان توسط شهید بلکه به علت دنده عقب گرفتن راننده و کشیده شدن چند صد متری شهید توفیقیان بر روی زمین و ضربه مغزی شدن وی این حادثه روی میدهد.درضمن راننده هم که قصد متواری شدن را داشته بود توسط اهالی محل دستگیر و تحویل مقامات انتظامی گردیده است.
مراقب باشید مسئولیت این حرف ها خیلی سنگین است.
سجاد گفت
ممنون به خاطره نظرتون
بله شاید بهتر و صحیح بود اونجور که شما فرمودید می نوشتم…البته اگه گفته های شما واقعیت داشته باشند.
اما قصد توهین به کسی مخصوصا شهید و یا شهادت نبوده.
در ضمن متاسفانه برای دانشگاه کنکور ادب برگزار نمی شود و گرنه خیلی ها جاشون الان دانشگاه نبود.